لغت نامه دهخدا
شوخ روی. ( ص مرکب ) شوخ رو. رجوع به شوخ رو شود.
شوخ روی. ( ص مرکب ) شوخ رو. رجوع به شوخ رو شود.
( شوخ رو ی ) ( صفت ) جسور گستاخ بذله گو.
شوخرو، شوخرو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سه دوست از سر شوخی یا بهطور جدی سوگند یاد میکنند که اگر روزی اقبال به یکی از آنان روی آورد، فرد خوشبخت آن دو تای دیگر را از یاد نبرد.»
💡 سر زلف او بگیرم، لب لعل او ببوسم به مراد، اگر نترسم ز دو چشم شوخ شنگش
💡 شوخ ارزن کار هر دم قد خود ته می کند بر زمین گر ارزنی را یافت پر مه می کند
💡 وقتی به این حرفهای ایراد وارد شد میگفت که چیزی جز شوخی نبوده و در ادامه صحبتهایش مدعی شد که کمونیستها بچهها را میخورند.
💡 به شوخی دل ز ما بردی و روی از ما نهان کردی نباشد عیب، پرسیدن: ترا خانه کجا باشد
💡 قدح چه پر کنی ای شوخ میْفروش به قصدم مرا که جرعهای از ساغر تو هست کفایت