لغت نامه دهخدا
شوخ بست شدن. [ ب َ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) پینه بستن. ( یادداشت مؤلف ). شغه بستن. کَوَره بستن. سخت شدن پوست دست یا پا از کار بسیار.
شوخ بست شدن. [ ب َ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) پینه بستن. ( یادداشت مؤلف ). شغه بستن. کَوَره بستن. سخت شدن پوست دست یا پا از کار بسیار.
پینه بستن کوره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به دختر شوخ، خواهران، بکی شارپ، اتود در قرمز لاکی، روزنه امید، هیچچیز بجز دردسر، صخرههای سفید دوور، سواران، خط ساراتوگا، دره تصمیم، و از تراس اشاره کرد.
💡 شوخ خونخواری که هر کس دید آهی میکشد آه از آنجانی که آن خونخواره را مسکن شود
💡 مست می از بسکه شوخ افتاده جویا دور نیست شیشهٔ رنگم اگر در بزم صهبا بشکند
💡 یک رنگیت ای شوخ، چها کرد به جانم این شیوه، کم از صحبت مهتاب و کتان نیست
💡 همچنین در سال ۲۰۲۲ فیلم سینمایی دیگری از روی این رمان با همین نام توسط کمپانی نتفیلیکس به کارگردانی ادوارد برگر و با بازی دانیل برول، آلبرشت شوخ و دیوید اشتریسو منتشر شد.
💡 این فیلم درباره «جک» است که با یک شوخی دوست دختر خود را از دست میدهد.