لغت نامه دهخدا
شمن د فر. [ ش ُ م َ دُ ف ِ ] ( فرانسوی، اِ مرکب ) راه آهن. ( یادداشت مؤلف ). || قسمی قمار با ورق. قسمی بازی ورق. ( یادداشت مؤلف ).
شمن د فر. [ ش ُ م َ دُ ف ِ ] ( فرانسوی، اِ مرکب ) راه آهن. ( یادداشت مؤلف ). || قسمی قمار با ورق. قسمی بازی ورق. ( یادداشت مؤلف ).
( اسم ) راه آهن: ایجاد شمن فر( راه آهن )- در عهد ناصرالدین شاه )
راه آهن یا قسمی قمار با ورق
💡 هشت جنت هفت دوزخ پیش من هست پیدا همچو بت پیش شمن
💡 با من حسود را نرسد لاف همسری در منزلت کجا بموحد شمن رسد
💡 به عاشقی چو من ایزد نیافرید شمن به دلبری چو توگیتی نپرورید صنم
💡 شهر آتل شهری چندتباری و چنددینی بوده که دینهای آن یهودی، مسیحی، شمنباوری، پگانیسم و اسلام بودهاست و هر گروهی بهطور عمده در یک قسمت از این شهر ساکن بودند.
💡 کرد نوروز چو بتخانه چمن از جمال بت و بالای شمن