رستم برف

لغت نامه دهخدا

رستم برف. [ رُ ت َ ب َ ] ( اِ مرکب ) از برف صورت پهلوانی سازند که پرهیبت باشد. ( از آنندراج ) ( غیاث اللغات ). پهلوان برفی. کنایت از چیزی بظاهر مهم و در باطن پوچ و بی ارزش. || برف بی اندازه زیاد. ( ناظم الاطباء ). || مردم سهمناک و بدهیأت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

از برف صورت پهلوانی سازند که پر هیبت باشد.

جمله سازی با رستم برف

💡 فریبرز به همراه رستم، زال، گودرز، گیو، بیژن، گستهم، رهام و توس در واپسین سفر کیخسرو به سوی پروردگار او را تا کوهستان همراهی کردند. پس از آنکه کیخسرو ناپدید گشت؛ فریبرز، گیو، بیژن، گستهم، رهام و توس برای یافتن کیخسرو در کوهستان ماندند و در برف جان خود را از دست دادند.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز