شاه باجی

لغت نامه دهخدا

شاه باجی.( اِ مرکب ) مرکب از: «شاه » فارسی و «باجی » ترکی بمعنی خواهر و بررویهم خواهر بزرگتر. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مرکب از [ شاه ] فارسی و [ باجی ] ترکی بمعنی خواهر و بر رویهم خواهر بزرگتر

جمله سازی با شاه باجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باشگاه فوتبال المپیک باجی (عربی: الأولمبي الباجي) یک باشگاه فوتبال در شهر باجه، تونس است.

💡 در مراسم مذهبی (اعیاد فطر و قربان) لیالی قدر، قرآن خوانی و مراسم ختم در منازل به صورت دوره‌ای برگزار می‌شود و دادن غذا و افطاری به همسایه‌ها مرسوم است که به اصطلاح محلی باجی گفته می‌شود.

💡 برج باجی مختار (به عربی: برج باجی مختار) یک شهرک و شهرداری در کشور الجزایر است که در ناحیه برج باجی مختار واقع شده‌است.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده است می‌توان به باشگاه فوتبال المپیک باجی اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال اسپرانس تونس و باشگاه فوتبال المپیک باجی اشاره کرد.

💡 گرچه باشد گلستان را، آب و رنگ از حد فزون بوستان نظم من هم، کی دهد باجی بآن؟!

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز