بر خود گرفتن
چیزی را به خود نسبت دادن یا کاری را شخصاً بر عهده گرفتن. در کاربرد دیگر، یعنی از کسی رنجیدن و آن را به حساب خود گذاشتن.
مترادفها
به گردن گرفتن، مسئولیت پذیرفتن
متضادها
از خود بیخود شدن، خود را از دست دادن
چیزی را به خود نسبت دادن یا کاری را شخصاً بر عهده گرفتن. در کاربرد دیگر، یعنی از کسی رنجیدن و آن را به حساب خود گذاشتن.
به گردن گرفتن، مسئولیت پذیرفتن
از خود بیخود شدن، خود را از دست دادن