شال سنجان

لغت نامه دهخدا

شال سنجان. [ س ِ ] ( اِ مرکب ) نام زیتون تلخ است. ( درختان جنگلی ایران ص 192 ). مخفف شغال سنجان ( سنجان،شاید سنجدان ). شال سنجد. زن زلخت. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نام زیتون تلخ است مخفف شغال سنجان

جمله سازی با شال سنجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه به جولان فهم پی به سخن برده اند گرد سخن گشته اند قافیه سنجان او

💡 دگر هم داستان سنجان نازک که حالا در میان باشد گروهی

💡 میان نغمه سنجان چمن آن عندلیبم من که در ایام بی برگی ز بستان بر نمی آیم

💡 امشب ز نغمه سنجان، دمساز ما کسی نیست با ما مگر دمی چند، مرغ سحر برآرد

💡 فراگیرند جویا نکته سنجان ز چشم مست او حسن تکلم

💡 عروض آموز کژ طبعان صریرم ترازوی سخن سنجان ضمیرم

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز