لغت نامه دهخدا
سیل ریزی. [ س َ / س ِ ] ( حامص مرکب ) عمل سیل آوردن:
کوه عظمت بسیل ریزی
دریای کرم بموج خیزی.ابوالفضل فیاضی ( از آنندراج ).
سیل ریزی. [ س َ / س ِ ] ( حامص مرکب ) عمل سیل آوردن:
کوه عظمت بسیل ریزی
دریای کرم بموج خیزی.ابوالفضل فیاضی ( از آنندراج ).
عمل سیل آوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خون ریزی دو چشمت ما را چه باک باشد طوفان اگر بر آید عاشق حذر ندارد
💡 ریزی به جفا خونم، آنگاه کنی پرسش مثل تو کجا باشد در هر دو جهان یاری
💡 ده روز قبل از پخش برنامه ریزی شده فیلم، اچبیاو مکس به طور تصادفی این فیلم را برای برخی از بینندگانی که قصد تماشای تام و جری (فیلم ٢٠٢١) (٢٠٢١) را داشتند، منتشر کرد. اگرچه زمان پخش فیلم به ١٠١ دقیقه تام و جری محدود شد و بینندگان به سرعت توانستند از این باگ عبور کنند. بعد از بیش از دو ساعت، این مشکل رفع شد.
💡 خون خلقی ریزی و ناگه گرت ریزند خون چون ستم خو می کنی از دیگران فریاد چیست
💡 مجسمهسازان فتورئالیست غالباً از لباس یا لوازم واقعی استفاده میکنند و دقت وافری در نمایش جزئیات ریزی همچون موی بدن دارند.
💡 گوید غمت ز تیزی وقتی که خون تو ریزی کای دل تو خود چه چیزی وی جان تو خود کدامی