لغت نامه دهخدا
( سپاه آرا ) سپاه آرا. [ س ِ ] ( نف مرکب ) سپه آرا. آراینده سپاه. آنکه سپاه تهیه ببیند. آنکه سپاه آماده کند.
( سپاه آرا ) سپاه آرا. [ س ِ ] ( نف مرکب ) سپه آرا. آراینده سپاه. آنکه سپاه تهیه ببیند. آنکه سپاه آماده کند.
( سپاه آرا ) سپه آرا آراینده سپاه آنکه سپاه تهیه ببیند آنکه سپاه آماده کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا باتو جنگ است نی با سپاه نه باید که کشته شود بی گناه
💡 سپاه متوجه او شدند. به پيغمبر عرض كردند: مردى مى آيد.
💡 دمان شاه ایلا به پیش سپاه یکی نیزه زد بر کمرگاه شاه
💡 شعبه ها هستند از یک شاهراه شاه یکتن باشد و بیحد سپاه
💡 با محلی چو مهر روزافزون با سپاهی چون ابر صاعقه بار