سنگ مغنی
لغت نامه دهخدا
سنگ مغنی. [ س َ گ ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی است الوان و بغایت سست میباشد و آنچه سیاه بود بسرخی زند و نقطه های سفید بر آن باشد و شیشه گران بکار برند و آنرا سنگ برکان هم گویند. ( برهان ). سنگی است الوان بغایت نرم و سست که شیشه گران شیشه را بدان سپید کنند. ( آنندراج ). ( اصطلاح شیشه گران ) اسم مغنیساست. ( تحفه حکیم مؤمن ).
جمله سازی با سنگ مغنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 می خواست ز مرغان چمن شور برآرد یک نغمه مغنی به صد آهنگ برآورد
💡 مغنی چو بندد در آهنگ فقر ز پشمینه ابریشم چنگ فقر
💡 مغنی دلم دور گشت از شکیب سماعی ده امشب مرا دل فریب
💡 چنانکه پیشتر ذکر شد، ارموی دو ساز به نامهای مغنی و نزهه ابداع کرد.
💡 دوشینه هر که لاف زد از تار زلف او زآنش به گوشمال، مغنی ادب کند
💡 ساقی به بینیازی رندان که می بده تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی