سنگ خارا
مترادفها
شهابسنگ
لغت نامه دهخدا
سنگ خارا. [ س َ گ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) نوعی از سنگ سخت. ( ناظم الاطباء ):
گر ببیند عکس شمشیر تو در کوه اژدها
از فزع پنهان شود درسنگ خارا چون کشف.عبدالواسع جبلی.سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا.حافظ.رجوع به خارا شود. || درشتی خوی. || بخل. حرص. آز. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نوعی از سنگ سخت
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:گرانیت
جمله سازی با سنگ خارا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بالینش چه گویم کوه را سرگشته می سازد به نرمی طعنه زد بر سنگ خارا بستر عاشق
💡 درههای مناسب برای این ورزش اغلب دارای بستر سنگی بوده که در آن تنگهای ژرف و باریک و گاهی آبشار تشکیل شدهاست. بیشتر ژرفدرهها در سنگآهک، ماسهسنگ، سنگ خارا یا بازالت بریده شدهاند.
💡 در دل او ره ندارم، ورنه نخل موم من ریشه محکم بارها در سنگ خارا کرده است
💡 خاموش، باداباد، کلالی جان، کوبانی، تو حق نداری، قریه، پرنده بی پرنده، همزبونم باش، هرگز نمیشد باورم، سنگ خارا، میرزا، نوشابه، برای تو که در بندی و… از جمله ترانههای اجرای زنده و غیررسمی شاهین نجفی هستند.
💡 بیتو مینای طرب بر سنگ خارا میزند نشئه عمر خضر جوش دو بالا میزند
💡 اصلش از سنگ است وچون آتش فروزد روز جنگ سنگ خارا از نهیب او شود خاکستری