سنگ مغناطیس
مترادفها
آهنربا
لغت نامه دهخدا
سنگ مغناطیس. [ س َ گ ِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حجر مغناطیس. سنگ آهن ربا. و آن سنگی باشد که آهن را کشد و اگر آنرا به سیر بیالایند جاذبه آن برود. ( یادداشت بخط مؤلف ):
آهنت گرچه آهنی است نفیس
راه سنگ است و سنگ مغناطیس.نظامی ( هفت پیکر ص 52 ).
جمله سازی با سنگ مغناطیس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست نادر سنگ مغناطیس اگر آهن کشد آهن شمشیر خسرو هست مغناطیس جان
💡 آهنت گرچه آهنیست نفیس راه، سنگ است و سنگ مغناطیس
💡 هست عدل تو دوزخ ابلیس سَر تیز تو سنگ مغناطیس
💡 عشق جانان چو سنگ مغناطیس جان ما را به قرب خویش کشید
💡 دل اندر مهر، میبرهنجد از تن چنان چون سنگ مغناطیس زاهن