اهن کشان

لغت نامه دهخدا

( آهن کشان ) آهن کشان. [ هََ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) جاذب آهن. کشنده آهن:
تو ازمغنیاطیس گیر این نشان
نه او را کسی کرد آهن کشان.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( آهن کشان ) ۱ - ( صفت ) جاذب آهن کشند. آهن. ۲ - ( اسم ) آهن ربا.

جمله سازی با اهن کشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تیزی که برشود بفلک همجو گردباد پس راه کهکشان چو ره گه کشان کند

💡 گرامی‌ست تن تا بود جانِ پاک چو جان شد، کشان افکنندش به خاک

💡 فیّاض من نمی‌روم اما کمند شوق می‌خواهدم که موی کشان سوی او برد

💡 گاهی ز لب تو همچو می در جوشم وز چشم تو گه چو می کشان مدهوشم

💡 نشاط مستی ما را به شب تماشا کن که روز، باده کشان چون چراغ خاموشند

💡 گرت هوی است که مستی کنی ز باده ی عشق بیا، که جای صبوحی کشان مست، اینجاست

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
گون یعنی چه؟
گون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز