سنگ استنجا

مترادف‌ها

سنگ طاهارت

لغت نامه دهخدا

سنگ استنجا.[ س َ گ ِ اِ ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نبلة. ( یادداشت مؤلف ). کلوخی که با آن ازاله مانده نجاست بردبر کنند بجای آب و باید سه پاره باشد:
میالای ار توانی دست از این آلایش گیتی
که دنیا سنگ استنجاست و آلوده ست شیطانش.خاقانی.رجوع به کتب فقهی باب طهارت شود.

فرهنگ فارسی

نبله. کلوخی که با آن ازاله مانده نجاست برد بر کنند بجای آب و باید سه پاره باشد.

جمله سازی با سنگ استنجا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شرم بادت، زانکه داری، ای دغل! سنگ استنجای شیطان در بغل

💡 دل که فارغ شد ز مهر آن نگار سنگ استنجای شیطانش شمار

💡 گر دلت خالی بود از عشق یار سنگ استنجای شیطانش شمار

💡 شرم بادت زانکه داری ای دغل سنگ استنجای شیطان در بغل

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران