سنگ صلایه
مترادفها
سنگ صیقلی، سنگ صاف
لغت نامه دهخدا
سنگ صلایه. [ س َ گ ِ ص َ ی َ / ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی که داروها را بر روی آن سایند. ( آنندراج ). مداک. مدوک. ( منتهی الارب ):
گرز او مغفر چون سنگ صلایه شکند
در سرش مغز چو خایسک که خایه شکند.منوچهری.
فرهنگ فارسی
سنگی که داروها را بر روی آن سایند. مدوک.
جمله سازی با سنگ صلایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گویند روزی شاه نعمتالله ولی سنگ پاره یی از زمین برداشته و به درویشی داد و فرمود که این سنگ را نزد جوهری برده و بپرس که قیمت این سنگ چنداست؟ چون قیمت معلوم کنی از جوهری گرفته و آن را بازآور چون درویش آن سنگ را به نظر جوهری بُرد، جوهری پارهای لعل دید که در عمرِ خود مثل آن لعل ندیده بود. قیمت آن لعل را هزار درم گفت. درویش سنگ را بازگرفته به خدمت شاه بازآورد. شاه نعمتالله ولی گفت تا آن سنگِ لعل شده را صلایه نمود شربت ساخت و هر درویشی را قطرهای چشانید و گفت:
💡 معماران برای طراحی نمای ساختمانهای کلاسیک و سنتی، اغلب از سنگ صلایه با رنگهای تیره و بافتهای طبیعی جهت ایجاد جلوهای خاص و با شکوه استفاده میکنند.
💡 سنگ صلایه به دلیل مقاومت بالا در برابر تغییرات آب و هوایی، یکی از بهترین گزینهها برای استفاده در کفپوشهای فضای باز و باغهای زیبایی است.
💡 در برخی از صنایع هنری، از لایههای نازک سنگ صلایه برای ساخت انواع تابلوهای تزیینی و آثار هنری مدرن که با طبیعت همخوانی دارند، استفاده میشود.