لغت نامه دهخدا
سله باف. [ س َل ْ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) کسی که سله ها و سبدها بسازد و بافد. ( آنندراج ). کسی که سله میسازد. ( ناظم الاطباء ). سلال. ( ملخص اللغات ).
سله باف. [ س َل ْ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) کسی که سله ها و سبدها بسازد و بافد. ( آنندراج ). کسی که سله میسازد. ( ناظم الاطباء ). سلال. ( ملخص اللغات ).
کسیکه سله ها و سیدها بسازند و بافند کسی که سله میسازد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در ۳۰ اکتبر ۱۸۹۳ در سله در امپراتوری آلمان زاده شد. فرزند یک مهندس و آموزگار به نام یولیوس فرایسلر بود. یک برادر کوچکتر به نام ازوالد داشت. سال ۱۹۱۴ وارد مدرسه حقوق شد تا آن که جنگ جهانی اول تحصیل وی را متوقف کرد.
💡 در نيمه اول قرن يازدهم در روستاى (كتكتان ) از توابع شهر (توبلى ) كه پايتختعلمى و سياسى بحرين در آن عصر بود، فرزندى از سله پاكرسول خدا صل الله عليه و آله به دنيا آمد. گر چه تاريخ تولد اين وجود سعادتمند بهطور دقيق به دست نيامده است. بر اساس برخى ازدلايل، تاريخ تولدش را بين سالهاى 1030 تا 1040 ق. ياد كرده اند. (673)
💡 ام سله (13) گفت: روزى سه كس از مشركان نزد خواجه دو جهان آمدند.يكى گفت: اى محمد! تو دعوى كرده اى كه از ابراهيم فاضلترى. ابراهيمخليل بود و تو خليل نه اى.