دانشنامه اسلامی
[ویکی اهل البیت] سقیم آباده ای. این صفحه مدخلی از اثر آفرینان است
شاعر. مرد صالح درویشی بود، لباس درویشان می پوشید. نصرآبادی گوید: که او را در مسجد لنبان دیدم و از صحبت او محظوظ شدم. از آثارش دیوان شعر.
[ویکی اهل البیت] سقیم آباده ای. این صفحه مدخلی از اثر آفرینان است
شاعر. مرد صالح درویشی بود، لباس درویشان می پوشید. نصرآبادی گوید: که او را در مسجد لنبان دیدم و از صحبت او محظوظ شدم. از آثارش دیوان شعر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دلم هوش و ز تن توش ببرد آنکه چشمان ترا کرد سقیم
💡 که مرا هست بسی زین سفر آسانتر، اگر جان رنجور مسافر شود از جسم سقیم
💡 هر سه در یک فکر و یک سودا ندیم هر سه از یک رنج و یک علت سقیم
💡 بس این نفس را شأنی عظیم است تو نشناسی که نفست بس سقیم است
💡 با سخن گفتن تو هر سخنی با خللست باستوده خرد تو خرد خلق سقیم
💡 موسی آمد باز و گفتش آن سقیم باز گو کز ما چه گفتی ای کلیم