لغت نامه دهخدا
سفیددارک. [ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان فشند بخش کرج شهرستان تهران، دارای 313 تن سکنه است و آب آن از چشمه سار است. محصول آن غلات، باغات میوه، قلمستان، لبنیات و عسل است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
سفیددارک. [ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان فشند بخش کرج شهرستان تهران، دارای 313 تن سکنه است و آب آن از چشمه سار است. محصول آن غلات، باغات میوه، قلمستان، لبنیات و عسل است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
ده جزئ دهستان فشند بخش کرج شهرستان تهران دارای ۳۱۳ تن سکنه است.
💡 چون کنم نسبت آن لعل به یاقوت عقیم؟ رو سفید از نمک او جگری نیست که نیست
💡 همچو شمع صبح می لرزد به جان خویشتن از سفیدی های موی من چراغ زندگی
💡 شد دیده سفید و دل سیاه است، که گفت؟ کز دل برود هر آنچه از دیده برفت
💡 دیده ام چون پیر کنعان شد سفید از انتظار تا شنیدم بوی یوسف از گریبان سخن
💡 حرص از طینت پیران نبرد موی سفید این تبی نیست که ساکن به طباشیر شود
💡 بازآ که در فراق رخت نقش روز و شب خال سفید و آب سیاه است دیده را