سفوف دان

لغت نامه دهخدا

سفوف دان. [ س َ ] ( اِ مرکب ) آنچه سفوف در آن نهند:
ای طبیب از سفوف دان کم کن
کو نقوعی که در میانه خورم.خاقانی.رجوع به سفوف شود.

فرهنگ فارسی

آنچه سفوف در آن نهند

جمله سازی با سفوف دان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حديث ديگر فرمود، كه دو ماه بيمارى كشيدم، خدا مر الهام كرد كه برنج را، گفتمشستند و اندكى بر روى آتش بو دادند، در آسيا خورد كردند و پاره را سفوف كردند،پاره را درميان آب كردم و خوردم، فرمود كه تب بر اولاد پيغمبران دو برابر ديگرانميباشد.

💡 در روايت ديگر منقول است كه شخصى از زحير شكايت كرد بحضرت امام محمد باقر عليهالسلام فرمود كه گل ارمنى را بگى و بر روى آتش ملايم بو بده و سفوف كن وبخور.

💡 باب چهارم: در سفوفات (داروهای پودری).

💡 در حديث ديگر فرمود كه بذر قطونا و صمغ عربى وگل ارمنى را بو بده و سفوف كرده بخور كه زحير را بر طرف ميكند.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز