لغت نامه دهخدا
سراج الثقی. [ س َرْ را جُث ْ ث َ ق َ ] ( اِخ ) ( 216 - 313 هَ.ق. ). رجوع به ابوالعباس محمدبن اسحاق السراج شود.
سراج الثقی. [ س َرْ را جُث ْ ث َ ق َ ] ( اِخ ) ( 216 - 313 هَ.ق. ). رجوع به ابوالعباس محمدبن اسحاق السراج شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شهرستان که بخش مرکزی و غربی دشت لیلاخ را در برگرفته توسط کوههای شیدا در شمال، پنجهعلی در شرق، خاتون شیشهرێ در غرب و سلطان سراج در جنوب احاطه گردیده است.
💡 282. «دیوان سراجالدّین خراسانی»، فرهنگ آثار (ج 4)، تهران، سروش، ۱۳۹۷.
💡 خرد لب است و در آن لب عبارت تو سخن طمع شب است و در آن شب سخاوت تو سراج
💡 · اعلام سراج (رجال، اماکن و قبایل هزاره)، چاپ دانشگاه کابل، 1366 هـ.ش؛
💡 سراج محله، روستایی است از توابع بخش دابودشت شهرستان آمل در استان مازندران ایران.
💡 با سراجالدین احمد چاره جز تسلیم نیست ور نه غالب نیست آهنگ غزلخوانی مرا