سراب گنجینه

لغت نامه دهخدا

سراب گنجینه. [ س َ گ َ جی ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع در 12 هزارگزی جنوب باختری شوسه خرم آباد بکرمانشاه. هوای آنجا سرد و دارای 120 تن سکنه است. آب آنجا از سراب گنجینه تأمین می شود. محصول آنجا غلات، توتون، لبنیات، پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است. ساکنین از طایفه نورعلی بوده، زمستان رابه قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد.

جمله سازی با سراب گنجینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در یک جزیره کوچک، «آلن» و «چارلی» تلاش می‌کنند گنجینه‌ای را که توسط ارتش ژاپن در جنگ جهانی دوم رها شده پیدا کنند…

💡 همچنین در درون قصر مزبور نوعی عمارت طولانی و دراز و رواقها و گنجینه‌ها و خلوتخانه‌هاست.

💡 در کنج سینه تا بکی گنجی تو پنهان میکنی بشکن طلسم و باز کن باری در گنجینه را

💡 (موزه ملی ایران– ایران باستان: نگاهی به گنجینه موزه ملی ایران، تهران، میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۰)

💡 نقد گنجینه که شاهان جهان می جویند گنج عشقست که در کنج دل ویرانست

💡 ترسم برد سرشک ز دل نقد صبر را طفل است و شوخ و راه به گنجینه می برد

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز