لغت نامه دهخدا
سان خونیاتن. [ ت ُ ] ( اِخ ) نام یکی از حکمای قدیم فنیقیه. ( ایران باستان ص 86 ).
سان خونیاتن. [ ت ُ ] ( اِخ ) نام یکی از حکمای قدیم فنیقیه. ( ایران باستان ص 86 ).
نام یکی از حکمای قدیم فنیقیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راهی پر از بلاست ولی عشق پیشواست تعلیممان دهد که در او بر چه سان رویم
💡 آرام رفت از دل من تا ز باغ دهر آرام ناگرفته به سان صبا شدند
💡 این لطافت که ترا داده خدا، حیرانم که چه سان اهل نظر را به نظر میآیی
💡 بدین سان هم او را بفرموده بود که چو خیل غم برتو آید فرود
💡 فلک موسی و ابر سرمه سان طور تجلّی های برقش کرده پر نور
💡 فراموش گشتش که او را دهان ببندد بر آن سان که آن دیگران