ساعد بیگ

لغت نامه دهخدا

ساعدبیگ. [ ع ِ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قیلاب بخش اندیمشک شهرستان دزفول، واقع در 68هزارگزی شمال خاوری اندیمشک، و 6هزارگزی شمال غربی راه آهن مازو. کوهستانی، و گرمسیر مالاریائی، آب آن از چشمه، محصول آن غلات دیمی است، و 160 تن سکنه دارد که از عشایر لر هستند و به زراعت اشتغال دارند. از صنایع دستی ملی قالی بافی در آن معمول است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان قیلاب بخش اندیمشک شهرستان دزفول

جمله سازی با ساعد بیگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تمام فهم نکردم که ارغوان و گل است در آستینش یا دست و ساعد گلفام

💡 ساعد و لعلش به قتل عاشق و احباب هم ید بیضا نموده هم دم عیسی

💡 توئی که ساعد بیداد را شکستی سخت توئی که مجلس اسلام راگشودی در

💡 خود را همه جز سلسله و حلقه و بندت اعدای تو بر ساعد و بر ساق ندیدند

💡 هر کرا ساعد سیمین تو آید در چشم دست حیرت نتواند که بدندان نبرد

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز