لغت نامه دهخدا
ساری درسینو. [ دُ ن ُ ] ( اِخ ) کرسی کانتن کرس. در آرندیسمان آژاکسیو، در کشور فرانسه.
ساری درسینو. [ دُ ن ُ ] ( اِخ ) کرسی کانتن کرس. در آرندیسمان آژاکسیو، در کشور فرانسه.
کرسی کانتن کرس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نان ز دیوان غیرشان مجراست وز تو مشهور آدمی ساری
💡 درجان مقیدان جمال مطلق ساری شد و جلوه کرد و برگشت ورق
💡 بر تن او زره پر خم و تاب چشمه ساری خوی مردیش زهاب
💡 ساری منقار و ساق پای به خون زد هدهد بر فرق تاج بوقلمون زد