لغت نامه دهخدا
ساروج کوب. ( نف مرکب، اِ مرکب ) ساروج ساز. ساروج گر.
ساروج کوب. ( نف مرکب، اِ مرکب ) ساروج ساز. ساروج گر.
( صفت ) آنکه ساروج تهیه کند ساروج گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس ملات آماده در محل آن استفاده و روی آن گونی خیس میانداختند. استادکاران افغان معتقد بودند این ملات از سیمان محکمتر است. آنها با وجود در دسترس بودن سیمان برای ساخت حوض آب با زحمت زیاد تهیهٔ ساروج را برگزیدهاند.
💡 سیستم فاضلاب سرپوشیده درونشهری زیر پیادهروها که به خارج شهر هدایت میشد، حمامی ساخته از آجر و ملات ساروج بر روی تپهای مصنوعی به ارتفاع ۷ تا ۱۴ متر با دیوار اصلی دو جداره و کف شیبدار به سمت مجرای فاضلاب، انبار غله و نیز سالنی دارای ۲۰ ستون با حیاط خلوت داخلی به عنوان دفتر مرکزی همگی از امتیازات این شهر محسوب میشدند.
💡 طرح و نقشهی زیربنای ساختمان طرح «چلیپایی» است. شکل چلیپا را میتوان در آثار «تپهی نوشیجان» در آتشکدهی آن که از قدمت نزدیک سه هزار سال برخوردار است دید. بنای سه طبقهی مدرسه در سال ۱۲۰۴ شمسی آمادهی بهرهبرداری شد. مصالح بکار رفته آجر و سنگ با ملات ساروج است. طرح و نقشهی مهندسی به کار رفته در بنا ترکیبی از معماری اروپایی و دورهی قاجار است.
💡 با توجه به اهمیت راه ابریشم که از مسیر کاریان به خنج و سیراف میرفتهاست. این مسیر در زمان شاه اُزیر (اُزیروس) قسمتهایی از این راه معروف با سنگ و ساروج فرش شده که هنوز آثاری از آن مشهود است.
💡 در سربالایی دره کولغان آثاری از سدی برجای ماندهاست که به نام سد بالاتل مشهور است. این سد ۱۰۰۰ متر طول و۵۰۰ متر عرض داشتهاست و آب باران درههای مجاوررا ذخیره میکردهاست. این سد از آثار دوره ساسانیان است چشم اندازی زیبا دارد. ساختمان سد با قطعه سنگهای بزرگ و ملاط گچ و ساروج ساخته شدهاست.
💡 رباط باش ساروج مربوط به سدههای میانه دورانهای تاریخی پس از اسلام - دوره قاجار است و در شهرستان مشهد، بخش احمدآباد، روستای باش ساروج واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۳۵۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.