لغت نامه دهخدا
( ساخت آماج ) ساخت آماج. ( اِ مرکب ) گاوآهن. جفت. سپار. مجموع آهن جفت. فَدان. فَدّان. ( منتهی الارب ).
( ساخت آماج ) ساخت آماج. ( اِ مرکب ) گاوآهن. جفت. سپار. مجموع آهن جفت. فَدان. فَدّان. ( منتهی الارب ).
( ساخت آماج ) گاو آهن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترک بهشت کرد و نجف را مقام ساخت چو دید کاین مقام مبارکتر است از آن
💡 ببد شاد دل وز جهان آفرین برآن شاه کآن ساخت کرد آفرین
💡 به مجلسگه اندر مرا جای ساخت به خلوتگه اندر مرا بار داد
💡 هر که ما را ساخت زینسان دل دو نیم یا رب اولادش چو ما گردد یتیم
💡 تا حسن خود در آینه خویش بنگرد فرمود جلوهئی و عیان ساخت مظهری
💡 دوبار آتبین زآن سپس بزم ساخت کزآن بزم خورشید گردون فراخت