لغت نامه دهخدا
زودگوارنده. [ گ ُ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) سریعالانهضام. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): و گوشت مرغ زودگوارنده تر از گوشت چهارپایان باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
زودگوارنده. [ گ ُ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) سریعالانهضام. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): و گوشت مرغ زودگوارنده تر از گوشت چهارپایان باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
سریع الانهضام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آدمی یا که کند از دیدن پریان غش وین گوارنده بود ما را نی ناخوش
💡 مدام باد ترا عیش بر مراد دلت از آنکه نیست گوارنده تر ز عیش مدام
💡 در مجلس ما خیره تر از آتش سوزان با غیر گوارنده تر از آب زلال است
💡 تا آب گوارنده نباشد بر مالک تا آذر سوزنده نباشد بر رضوان
💡 حیات را چه گوارنده تر زآب ولیک کسی که بیشترش خورد بکشد استسقاش
💡 چه گوارنده تر از اینکه بتی دلکش برد از ما دل با آنهمه هش و بش