زندان چال

لغت نامه دهخدا

زندانچال. [ زِ ] ( اِخ ) دهی از بخش مینودشت شهرستان گرگان است که 330 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

جمله سازی با زندان چال

💡 مغرور نباشیدکه این یک دو نفس عمر وارسته نگاهیست به زندان تغافل

💡 مادر می را بکرد باید قربان بچهٔ او را گرفت و کرد به زندان

💡 اثرهای آن عالم است این کزوئی در این تنگ زندان تو شادان و خندان

💡 در خمستان رو خم سر بسته ی خمار بین شاهد گل روی مصرعیش را زندان شده

💡 دو ایدر به زندان شاه اندرون دو دیده پر از آب و دل پر ز خون

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز