لغت نامه دهخدا
( زنبیل آباد ) زنبیل آباد. [ ] ( اِخ ) از طسوج و ناحیه رود آبان. ( تاریخ قم ص 113 ).
( زنبیل آباد ) زنبیل آباد. [ ] ( اِخ ) از طسوج و ناحیه رود آبان. ( تاریخ قم ص 113 ).
( زنبیل آباد ) از طسوج و ناحیه رود آبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زفت آمد آن نواله و زنبیل را درید از مطبخ خدای نیاید صله حقیر
💡 تولید صنایع دستی از قبیل بافت تور ماهیگیری، حصیر، جاجیم، زنبیل و سفرة حصیری در روستا رواج دارد.
💡 در ضمن گفته شده است که گاهی وی مدفوع انسان را درون زنبیلی ریخته، جلوی در خانه محمد خالی میکرد.
💡 بهر در بسکه از حد برد ابرام گدا زنبیل او پر شد ز دشنام
💡 در بارگاه خاقان سودای پرنفاقان زنبیل هر گدایی در پیش شهریاری