زرنیخ اصفر

لغت نامه دهخدا

زرنیخ اصفر. [ زَ / زِ خ ِ اَ ف َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) معمول نقاشان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زرنیخ زرد شود.

فرهنگ فارسی

سنگ زرد

جمله سازی با زرنیخ اصفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرمان کن و آهک کن و زرنیخ براندای بر روی و برون آر همه رویت رارت

💡 زر که بر او سکهٔ مقصود نیست آن زر و زرنیخ به نسبت یکی است

💡 زرنیخ چو زر کجا عزیز است زان یک من ازین به یک پشیز است

💡 کرده پی اکسیر جان در طلق زرنیخ روان در ساغر سیماب‌سان‌ گوگرد حمرا ریخته

💡 لب و کام وحش از دل و روی خصمان همه رنگ زرنیخ و قطران نماید

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز