زاویه ٔ متقابل
متضادها
زاویه ٔ مجاور
لغت نامه دهخدا
زاویه متقابل. [ ی َ / ی ِ ی ِم ُ ت َ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دو خط راست که یکدگر را ببرد چهار زاویه از آن بحاصل شود سر هردوی بهم آمده بر نقطه ای، هرچه برابر بود آن را متقابل خوانند و یکدیگر را راست باشند. ( التفهیم بیرونی ص 12 ).
فرهنگ فارسی
دو خط راست که یکدیگر را ببرد چهار زاویه از آن حاصل شود سر هر دوی به هم آمده بر نقطه ای هرچ برابر بود آن را متقابل خوانند و یکدیگر را راست باشند
جمله سازی با زاویه ٔ متقابل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 والدين و فرزندان نسبت به هم حقوق متقابل دارند و كسانى كه اين حقوق را مراعات نكنند،خدا نماز و كارهاى نيك آنها را نمى پذيرد.(28)
💡 اگر تاریخ به دلیل درگیری متقابل رویدادهای گذشته و نوآوریها پیشرفت کند، پس از آنکه تاریخ پیشرفت میکند، تعداد این وقایع و نوآوریها افزایش مییابد.
💡 3 - با اين كار دو كشور امنيت و اعتماد متقابل را در امتداد مرزهاى مشترك خويش برقرارخواهند ساخت.