زاویه نشینی

لغت نامه دهخدا

زاویه نشینی. [ ی َ / ی ِ ن ِ ] ( حامص مرکب ) عزلت اختیار کردن. گوشه نشینی. از مردم دوری گزیدن. انزواء. تزوی. و رجوع به زاویه گرفتن شود.

فرهنگ فارسی

گوشه گیری انزوا.

جمله سازی با زاویه نشینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواب نی زاویه داد در او والی حسن خواب نی آینه صورت او معنی ناز

💡 در زاویه محنت دور از تو چو مهجوران تنها منم و آهی، آه از غم تنهایی

💡 پروژهٔ «تنسور گشتاور مرکزوار» زاویه‌های (راستا، شیب، ریک) گسل سازندهٔ زمین‌لرزه و صفحه عمود بر آن را (°۱۷، °۴۲، °۸۷) یا (°۲۰۱، °۴۸، °۹۲) و نوع گسل را«معکوس» فرارسانده‌است.

💡 وای بر من که ندارم خبر از سبزه و گل مانده ام معتکف زاویه بی خبری

💡 گرنه در فردوس باشد دیدن دیدار دوست زاویه در هاویه بگزیده دیده خون کنم

💡 پروژهٔ «تنسور گشتاور مرکزوار» زاویه‌های (راستا، شیب، ریک) گسل سازندهٔ زمین‌لرزه و صفحه عمود بر آنرا (°۴۰، °۲۳، °۷۰) یا (°۲۴۱، °۶۹، °۹۸) و نوع گسل را«معکوس» فرارسانده‌است.

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز