زار اغنک

لغت نامه دهخدا

زاراغنک. [ غ َ ] ( اِ ) زمین سخت را گویند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || زمین ریگ بوم را گویند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). زمین ریگزار. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به زراغنگ، زراغش، زراغن و زراغنگ شود.

فرهنگ فارسی

زمین سخت را گویند زمین ریگ بوم را گویند

جمله سازی با زار اغنک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه در فرقت تو زار و نزاریم چو شمع از پی سوزش و از بهرگداز آمده‌ایم

💡 تا کی آن شوخ مرا بیند و نادیده کند بشنود ناله زار من و نشنیده کند

💡 دلم بخدمت نخل قدت برآمد زار که نازکست نهالی که تازه رست شود

💡 می‌کشد تیغ و نیست پای گریز می‌کشد زار و نیست جای نبرد

💡 تا رفتی از برم شده ام زار و ناتوان بازآ که دل شود ز وصال تو شادمان

💡 ز هجران تو عمه ی دل فگار ندارد به جز ناله ی زار، کار

سیما یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز