زاب اکبر

لغت نامه دهخدا

زاب اکبر. [ ب ِ اَ ب َ ] ( اِخ ) رودی است که ازآذربایجان بیرون آید و در موصل یک فرسخی حدیثه در دجله فروریزد در همین جا است که رود دیگری در دجله میریزد بنام رود خلاج که از بلاد ارمنیه بین بلاد سوراء و قیر و واسط بیرون می آید. ( نخبة الدهر دمشقی ص 97 ).

فرهنگ فارسی

یکی از رود های غربی ایران بطول ۳۲٠ کیلومتر که در کوههای کردستان جریان دارد و بطرف مغرب ایران خارج از مرز در کشور عراق به رود دیاله میپیوندد. در کنار همین رود بود که ابو مسلم خراسانی بر مروان بن حمار آخرین خلیفه اموی غلبه یافت.
رودی است که از آذربایجان بیرون آید

جمله سازی با زاب اکبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر تنی از هر کناری سر کشید نعره ی الله اکبر بر کشید

💡 زانچه جز محبوب یکتا شسته دست اکبر و عباس و قاسم هر چه هست

💡 در کجا بودی که از تیغ جفای شامیان؟ بر زمین افتاده بینی قامت اکبر ز پا

💡 از پا فکندی اکبر و مینا مدت دریغ ایچرخ ببر از آن قد و آن نوجوانیا

💡 نی نی خلیل باشد و اکبر ذبیح او لیلا بسی نموده در این خاک هاجری

💡 فرو شد تا بماهی خون لشکر برآمد تا بماه اللّه اکبر

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز