لغت نامه دهخدا
روس خاقان. ( اِ مرکب ) پادشاه روس را روس خاقان خوانند. ( از حدود العالم ). و رجوع به روس شود.
روس خاقان. ( اِ مرکب ) پادشاه روس را روس خاقان خوانند. ( از حدود العالم ). و رجوع به روس شود.
پادشاه روس را روس خاقان خوانند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به چنین خوابها که من مستم خواب خاقان نگر که چون بستم
💡 چهباشد این دو سه مه تا تو نظمکار دهی ببنده بار دهی خاکبوس خاقان را
💡 چنان بد که خاقان یکی سور کرد جهان را بران سور پر نور کرد
💡 بدو گفت خاقان جزین رای نیست بگیتی چو تو لشکر آرای نیست
💡 تو تازی بدین جنگ بر پیشدست و گر شیردل ترک خاقان پرست