روزی جستن

لغت نامه دهخدا

روزی جستن. [ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) استرزاق. ( تاج المصادر بیهقی ). کار کردن برای تأمین وجه معاش.

فرهنگ فارسی

استرزاق. کار کردن برای تامین وجه معاش.

جمله سازی با روزی جستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد کشتی عمر من در بحر هوایت غرق هیهات که آن کشتی روزی به کنار آید

💡 زعشق او همی پیچد دلم چون زلف پیچانش مگر راحت دهد روزی معین‌الملک سلطانش

💡 جان را به جای جانی جای تو کس نگیرد مهر تو زنده ماند روزی که تن بمیرد

💡 ‫روزی چو برفهای تو با گریه سر کنم‬ ‫منده اْونون قارلاریلان آغلاردیم‬

💡 که چون کارم یکی دیگر نمی‌کرد کسی روزی من چون من نمی‌خورد

💡 صد شب گریستیم ز هجرت چو اوحدی باشد که: با وصال تو روزی به سر بریم

چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز