روذ دشتی

لغت نامه دهخدا

روذدشتی. [ ذَ دَ ] ( ص نسبی ) نسبت است به دیهی از دیههای اصفهان که آنرا روذدشت گویند و گمان می رود که این همان دیهی است که رویدشت گفته میشود. ( از لباب الانساب ).
روذدشتی. [ ذَ دَ ]( اِخ ) محمدبن احمدبن سارةبن جعفر روذدشتی اصفهانی مکنی به ابوعبداﷲ، وی در بغداد سکونت گزید و از ابوسعد مالینی و محمدبن محمدبن مخلد عطار و دیگران استماع حدیث کرد و ابوبکر انصاری از وی روایت کند. وی بسال 464 هَ.ق. درگذشت. ( از اللباب فی تهذیب الانساب ).

فرهنگ فارسی

محمد بن احمد بن ساره بن جعفر روذ دشتی اصفهانی مکنی به ابو عبدالله وی در بغداد سکونت گزید.

جمله سازی با روذ دشتی

💡 سخنگوی پیشین جبهه ملی مقاومت افغانستان فهیم دشتی خواهر زاده عبدالله عبدالله است.

💡 زایرابول، روستایی است از توابع بخش کاکی شهرستان دشتی استان بوشهر ایران.

💡 روستای زیگ یک روستای دشتی که توسط ارتفاعات احاطه شده ودر جنوب شهر قوچان قراردارد.

💡 چو پشته پشته شداز کشته پیش روی امیر فراخ دشتی چون روی آینه هموار

💡 باغی‌که بهارش همه سنگ است دل اوست دشتی‌که غبارش همه آب است دل ما

💡 هیچ دشتی نیست‌ کز ریگ روان باشد تهی بر نمی‌آید حساب از ریزش دندان حرص