روح الاجنه

لغت نامه دهخدا

روح الاجنه. [ حُل ْ اَ ج ِن ْ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) در تداول قلندران، قسمی بنگ و چرس سخت قوی، و از «اجنه » بغلط ج ِ جن اراده شده است. نوعی از مخدرات که درویشان خورند و از بنگ و پاره ای مخدرات دیگر کنند، و اقسام بنگ جنون آرد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

در تداول قلندران قسمی بنگ و چرس سخت قوی.

جمله سازی با روح الاجنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جذبهٔ عشق چنان کرده سبک روح مرا که تنم را ز پر کاه جدا نتوان کرد

💡 باره اندوه و غم بار بک روح کمال بر دل و دیده گران نیست گر آنی دارد

💡 این حکایت سر گذشت روح تست کش درین زندان و چاه انداختند

💡 ز آن پیش مرا که روح در پرده شود نشگفت گر از روح تو پرورده شود

💡 جان درغم زلفت ار چه آشفته بود از روح و صفای روی تو دلشادم

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز