روبر کردن

مترادف‌ها

مواجه شدن، روبرو شدن، مقابله کردن

متضادها

روگردانی، اجتناب

لغت نامه دهخدا

روبر کردن. [ ب ُ ک َدَ ] ( مص مرکب ) ( اصطلاح خیاطی ) بریدن از روی جامه ای یا الگویی و غیره. بریدن جامه ای از قطعات جداکرده جامه ای دیگر. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به روبر شود.

جمله سازی با روبر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این چه حالیست که یکباره دلم گشت دونیم بچه روبر سر دور است دگر عرش عظیم

💡 ریچارد سوم (۱۰۰۱–۱۰۲۷) دوک نورماندی بود. حکومت کوتاه وی به مدت یک سال با شورش برادر کوچکترش روبر یکم آغاز و با مرگ وی پایان یافت.

💡 بگفتا شمر دارد تازیانه از چه روبر کف بگفتا تا کند دلجویی حال یتیمان را

💡 پردلی بود او که روبر تیر رفتی سینه چاک عاشقی می‌کرد می‌گفتی به خط و خال او

💡 عضو افتخاری کمدی-فرانسز[و ۲] و شناخته شده برای ایفای نقش شوالیه آنری دو لاگاردر و همچنین روبر دارتوا[و ۳] در سلاطین نفرین شده

💡 روبر کلرمون (۱۲۵۶ – ۷ فوریه ۱۳۱۷) شاهزاده دو سانگ فرانسوی بود که در سال ۱۲۶۸ کنت کلرمون ایجاد کرد. او پسر لوئی نهم پادشاه فرانسه و مارگارت پرووانسی بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران