روپاش کردن

مترادف‌ها

پراکنده کردن، پخش کردن، از هم پاشیدن

متضادها

سرهم کردن، بستن

لغت نامه دهخدا

روپاش کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پاشیدن بعضی چیزها بر روی طعام برای زینت یا خوشمزگی. پاشیدن از بعضی داروها بر روی دوایی مایع. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به روپاش شود.

کلمات مرتبط