رنده زدن

لغت نامه دهخدا

رنده زدن. [ رَ دَ / دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) رنده کردن. رندیدن. رنده کاری کردن. رجوع به رنده کردن و رندیدن و رنده کاری شود.

فرهنگ فارسی

رنده کردن رندیدن رنده کاری کردن

جمله سازی با رنده زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه رنده دارد از آئینه سینه چه سینه صافدل از مهر کینه

💡 یکی چون خامه اندر دست مانی یکی چون رنده اندر دست آزر

💡 بیخبر نگردیدی محرم کف افسوس کاین درشتی طبعت از چه رنده می‌ریزد

💡 پیش گِل کارگفت نجّارم ز اره و رنده معرفت دارم

💡 از تیشه هجو جان او بتراشم وز رنده فحش جلد او بخراشم

💡 بسان صورت مانی ز خامه مانی بسان لعبت آزر ز رنده آزر

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز