لغت نامه دهخدا
رضوان کلا. [ رِض ْ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کیاکلا از بخش مرکزی شهرستان شاهی. آب آن از رودخانه تالار. محصول عمده آنجا برنج و کنف و پنبه و جو و کنجد و نیشکر و صیفی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
رضوان کلا. [ رِض ْ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کیاکلا از بخش مرکزی شهرستان شاهی. آب آن از رودخانه تالار. محصول عمده آنجا برنج و کنف و پنبه و جو و کنجد و نیشکر و صیفی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
ده از دهستان کیاکلا بخش مرکزی شهرستان شاهی
رضوان کلا یک روستا در ایران است که در استان مازندران واقع شده است.
💡 زندانه، روستایی از توابع بخش پرهسر شهرستان رضوانشهر در استان گیلان ایران است.
💡 گر چه در صورت سفر باشد سقراما ولیک اینسفر بگشاد در در روضه رضوان مرا
💡 دشت میان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رضوانشهر در استان گیلان ایران است.
💡 مرغ خوش الحان دلم غوغای رضوان خوش نکرد هم نغمه با مرغی نشد گل های بستان خوش نکرد
💡 قصور خلد ز مقصورۀ تو یافت کمال ز خدمت در آن روضه، رتبه رضوان داشت
💡 چه مایه میدهد اردیبهشت بستان را که میزند به صفا طعنه باغ رضوان را