رزمگاه پایین

لغت نامه دهخدا

رزمگاه پایین. [ رَ هَِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد. سکنه آن 187 تن. آب آنجا از قنات. محصول عمده آن غلات و بنشن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد.

جمله سازی با رزمگاه پایین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سوار كارى و تير اندازى بى نظيرند: ((خيرالفوارس )). در رزمگاه نشان شجاعانبر تن دارند و چونان پيامبر(ص ) در نبرد بدر، نشانه ويژه بر سر نهاده اند.(532)

💡 در بزمگاه وحدت یابی هر آنچ خواهی در رزمگاه محنت که آن نه و که این نه

💡 به رزمگاه چو مریخ‌وار گیرد زور به بزمگاه چو خورشیدوار گیرد فر

💡 چنان باز گردی از این رزمگاه که بر تو بگریند خورشید و ماه

💡 بدان تا بدانند یکسر سپاه که ما برنگردیم از این رزمگاه

💡 چو لختی بدان کشته بگریست شاه سوی لشگر آوردش ای رزمگاه

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز