لغت نامه دهخدا
( رباطآقاج ) رباطآقاج. [ رُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حمزه لو بخش خمین شهرستان محلات. دارای 221 تن سکنه. محصول عمده آن غلات و بنشن و پنبه و چغندرقند و میوه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
( رباطآقاج ) رباطآقاج. [ رُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حمزه لو بخش خمین شهرستان محلات. دارای 221 تن سکنه. محصول عمده آن غلات و بنشن و پنبه و چغندرقند و میوه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
( رباط آقاج ) دهی است از دهستان حمزلو بخش خمین شهرستان محلات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانک منزلهای خشکی ز احتیاط هست دهها و وطنها و رباط
💡 نمکزار ۱ یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر رباط استان کرمان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 چو گردد مسافر مقیم رباط چه سان در وطن گستراند بساط
💡 دفتر مرکزی اتحادیه جوانان پان آفریقایی در رباط میباشد.
💡 دنیا همه منزل است مانند رباط آخر همه را گذاشت باید به صراط