لغت نامه دهخدا
رأس الطاق. [ رَءْ سُطْ طا ] ( اِخ ) نام بازار بزرگ و وسیعی بوده است در سمرقند و زیر قلعه مسجد و دارالاماره قرار داشت. ( از ترجمه سرزمین های خلافت شرقی لسترنج ص 393 ).
رأس الطاق. [ رَءْ سُطْ طا ] ( اِخ ) نام بازار بزرگ و وسیعی بوده است در سمرقند و زیر قلعه مسجد و دارالاماره قرار داشت. ( از ترجمه سرزمین های خلافت شرقی لسترنج ص 393 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 84- منظور، ابو جعفر، محمد بن على بن نعمان، كوفى است كه لقبش(احول )بود، و در محله طاق المحامل كوفه، مغازه داشت، از اين رو به او (مؤ من الطاق) مى گفتند، ولى مخالفان او را به عنوان (شيطان الطاق )مى خواندند(سفينةالبحار، ج 2،ص 100.
💡 پيروان و شاگردان ابو جعفر محمد بن نعمان معروف به مؤ من الطاق را نعمانيه گويند.
💡 مؤ من الطاق معروف تر از آن است كه او را به تجسيم و تشبيه متهم كنند. زيرا اين چيزىاست كه به او نمى چسبد. وى از چهرهاى معروف شيعه اماميه كوفه و از ياران امام صادقعليه السلام بوده است. درگيرى او با ابو حنيفه معروف مى باشد وى خشم رئيس مذهبحنفى را بر انگيخت و او را شيطان الطاق ناميد.
💡 هشام و مؤ من الطاق مثل ساير مردم نزد (عبدالله افطح ) رفتند، تا با (برسى وكنجكاوى و) طرح مسائلى كه از پدرش مى پرسيدند، از عبدالله بپرسند و حقيقت كشفگردد.