لغت نامه دهخدا
راندبرگ. [ ب ِ ] ( اِخ ) نام کوهی است در افریقای جنوبی، واقع در ترانسوال که 180 تا 250هزار گز از دریا فاصله دارد. ارتفاع بلندترین نقطه قله آن 2188 متر میباشد. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ).
راندبرگ. [ ب ِ ] ( اِخ ) نام کوهی است در افریقای جنوبی، واقع در ترانسوال که 180 تا 250هزار گز از دریا فاصله دارد. ارتفاع بلندترین نقطه قله آن 2188 متر میباشد. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ).
نام کوهی است در افریقای جنوبی واقع در ترانسوال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو پیشینه پیغامها گفته شد سخن راند از آنها که پذیرفته شد
💡 باره راند و قصد پور سعد کرد گفت خواهی راند با این شه نبرد
💡 عید عشاق است و هر جا راند از نعل سمند صد هلال عید گردد در ره او آشکار
💡 پل پوت (به خمر: ប៉ុល ពត) (زاده ۱۹ مهٔ ۱۹۲۵ – درگذشته ۱۵ آوریل ۱۹۹۸) سیاستمدار کامبوجی بود که جنبش خمر سرخ به رهبری او از ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ بر کامبوج حکم راند.
💡 چیزورای ۳۸ ساله در این مبارزه بارها از ضربات حریف آسیب دید و سرانجام داور در راند دهم مبارزه را متوقف کرد و به پیروزی فیوری با ناکاوت فنی رای داد.