لغت نامه دهخدا
( ذات لیلة ) ذات لیلة. [ ت َ ل َ ل َ تِن ْ ] ( ع ق مرکب ) شبی. ( قاضی بدر محمدخان دهار ). در شبی. ( مهذب الاسماء ). شبی از شبها.
( ذات لیلة ) ذات لیلة. [ ت َ ل َ ل َ تِن ْ ] ( ع ق مرکب ) شبی. ( قاضی بدر محمدخان دهار ). در شبی. ( مهذب الاسماء ). شبی از شبها.
شبی. در شبی. شبی از شبها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در سال ۱۳۱۰ در لنگرود متولد شد و به گیلکی و فارسی اشعار جالبی سروده است. وی کتاب مثلها و اصطلاحات گیل و دیلم و فرهنگ فارسی به گیلکی گیل و دیلم را تألیف نموده و خونینههای تاریخ دارالمرز را گردآوری و تنظیم نمودهاست. شعرهای معروف گیلکی وی لیلهکو (منظومه) و يه شو بئشوم روخئونه (منظومه) است.
💡 بود از بهر سالک لیلهالقدر تجلی خاصش از حق شد چه درصدر
💡 از دیگر قلههای بلند آن میتوان به پریز در شهرستان دورود، هشتاد پهلو در بخش پاپی، لیله در شهرستان اندیکا اشاره کرد.
💡 در این شب شد هلال رهروان بدر از آن تعبیر شد بر لیلهالقدر