ذات سوار

لغت نامه دهخدا

ذات سوار. [ ت ُ س ِ ] ( اِخ ) زنی مجلّله و صاحب مکانت: لو ذات سوار لطمتنی.

فرهنگ فارسی

زنی مجلله و صاحب مکانت.

جمله سازی با ذات سوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر سر دنیا نداری تاجدار عالمی گر به دل بیرونی از عالم سوار عالمی

💡 بر آسمان رساند مرا بوریای فقر این طفل نی سوار ببین تا کجا رسید

💡 یلان سینه را گفت با صد سوار بتاز از پس این دو ناهوشیار

💡 63 - سوار شدن زنان بر زين اسب، دوچرخه و موتور سيكلت كراهت دارد.

💡 اى پسرم سوار شو و در مسير كفار قرار نگير و با آنها مباش.

💡 فوراً دو سوار فرستاد و دستور داد که تا صبح، دست نگه‌دارند.

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز