دیک دیک لرزیدن
متضادها
آرامش، ثبات
لغت نامه دهخدا
دیک دیک لرزیدن. [ ل َ دَ ] ( مص مرکب ) سخت لرزیدن. بشدت لرزیدن. چنانکه از نوبه و سرما. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
سخت لرزیدن.
جمله سازی با دیک دیک لرزیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صعوه چون آمد بدید آن کار و بار شد ز لرزیدن چو برقی بیقرار
💡 سرفرازی چشم بد بسیار دارد در کمین تا بود روشن، مدار شمع بر لرزیدن است
💡 برای آفتاب حشر، از بیم تهیدستی تواند سایه بید تو شد بر خویش لرزیدن
💡 افلاک ز لرزیدن تو می لرزد برخیز، وگرنه آسمان می افتد
💡 دلی کو عاشق شمعی بود سوزد چو پروانه که بر آتش سیه رویی بود چون دود لرزیدن
💡 گراز از بیم جان گردیده حیران ز لرزیدن زدی دندان به دندان
💡 وقتی سرمای استخوانسوز زمستان به خانه ما رسید، او از شدت سرما به گونهای دیک دیک میلرزید که به نظر میرسید هر لحظه ممکن است از حال برود.
💡 کودک کوچک که از صدای رعد و برق وحشت کرده بود، در گوشه اتاق در حالی که دیک دیک میلرزید، سعی میکرد با پتو خودش را بپوشاند.
💡 پیرمرد با وجود تلاش برای حفظ آرامش خود، هنگام صحبت کردن از شدت هیجان و اضطراب، دستهایش را به شدت دیک دیک میلرزاند و کلمات را گم میکرد.