لغت نامه دهخدا
دیوسبلت. [ وْ س ِ ل َ ] ( اِ مرکب ) دیوسپلت.( برهان ). گیاهی است که آن را بعربی خذراف گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). گیاهی شور و تلخ. ( ناظم الاطباء ).
دیوسبلت. [ وْ س ِ ل َ ] ( اِ مرکب ) دیوسپلت.( برهان ). گیاهی است که آن را بعربی خذراف گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). گیاهی شور و تلخ. ( ناظم الاطباء ).
دیو سپلت. گیاهی است که آنرا بعربی خذراف گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سبلت تو تیزتر یا آن عاد که همی لرزید از دمشان بلاد
💡 برگرد لب تو سبلت سبز تو هست چون جامه خضر بر لب آب حیات
💡 زده جامه برای من صابون کرده سبلت ز عشق من سوهان
💡 سر بدی پیوسته خود را دم مکن پا و دست و ریش و سبلت گم مکن
💡 همه را ریخت بهر خجلت من بر سر و روی و ریش و سبلت من
💡 خود قضا بر سبلت آن حیلهمند زیر لب میکرد هر دم ریشخند